در شرایطی که رقبا از شگرد «عوامفریبی» برای پیروزی استفاده نمایند. باید توجه داشت که اتکا بر نهادهای صرفاً سیاسی موجود در جامعهی مدنی نمیتواند تغییرات قابل توجهی در ارکان حاکمیت چنین نظامهایی برای درازمدت ایجاد کند
جوامع مختلف از ديرباز متشکل از دو لایهی مجزا بودهاند. یکی لایهی بالایی که قدرت و حاکمیت را شامل میشد و میتوان آن را «حیطهی دولتی» خواند. دیگری لایهی پایینی که مربوط است به افراد و شهروندان جامعه، و نام «حیطهی خصوصی» بر آن گذارده میشود. اما در جوامع توسعه يافته یک لایهی میانی نيز در این بین وجود دارد که از آن به عنوان «جامعهی مدنی» یاد میشود و شامل تمامي نهادهايي است كه به نحوي ارتباطاتي ميان انسانها بوجود آورده و خواستهاي را دنبال مي-كنند؛ این نهادها مستقل از دولت ميباشند و هدف اصليشان دفاع از حقوق كساني است كه در آن نهاد فعاليت ميكنند، بنابراين اين لايهي مياني كه از آن به نام جامعه مدني ياد ميشود داراي گستردگي بسيار زيادي است و وجوه مختلفي را شامل خواهد شد همچون: احزاب، اتحاديههاي صنفي، تشكلهاي مدني، جنبشهاي اجتماعي، مطبوعات مستقل و ... .
نكتهاي كه در اين ميان مطرح است اينست كه اساساً نهادهای جامعهی مدنی در کشورهایی اثربخشی خواهند داشت که حق حاکمیت در آنها از آن مردم باشد و این اصل پذیرفته شده تلقي شود که شهروندان جامعه ميتوانند بر طبق قوانین مشخصی دست به تغییر نهاد حاکمیت بزنند. براي درك عملكرد و چيستي جامعه مدني میتوان آن را با مکانیزم بازار آزاد مقایسه نمود. محصولات مختلفی توسط تولیدکنندگان متفاوت برای برآورده کردن نیازهای یکسان مصرفکنندگان تولید میگردند. در این بین هر یک از بنگاههای تولیدی تلاش خواهد نمود با استفاده از انواع شگردهاي موجود در بازاریابی، کالای خود را معرفی نموده و در ذهن مصرفکنندگان برتریهای خود بر انواع دیگر را پررنگتر نماید.
از همين زاويه نهادهای مختلف در جامعهی مدنی نیز با ارائهی «خواستهها» و «راه حل»های خود در مورد شیوهی ادارهی جامعه در حال رقابت با یکدیگر هستند. اما به دلیل اینکه مرجع قدرت در این کشورها مردم ميباشند و هرگونه تغيير و يا اعمال نظر به نحوي توسط مردم صورت میپذیرد (همچون انتخابات آزاد)، این نهادها ناچاراً باید به بازاریابی ایدههای خود بپردازند بلكه بتوانند خریداران بیشتری برای محصول خود (اندیشه) بیابند. در چنین جوامعي، نخبگان در حقیقت نقش بازاریابان اندیشه را عهده دار هستند و از آنجايي كه حکومتهايشان نياز به جلب نظر مردم دارند گريزي جز استفاده از نظر نخبگان نخواهند داشت. از سوي ديگر در اين جوامع به دليل آنكه منبع قدرت مردم هستند نهادهاي مدني تمام سعي خود را ميكنند تا بوسيله ابزارهای مختلف مانند انواع رسانهها اندیشهی مردم را با تفکر خود همسو نمايند.
در نظامهای توسعه نيافته که تفکر حاکم در آنها معمولاً مشروعیت حکومت را به مرجعی غیر از مردم مربوط میداند، عملکرد جامعهی مدنی تفاوتهای بنیادینی پیدا میکند. در چنین حکومتهایی غالبا نهادهای سازندهي جامعهی مدنی از سوي حکومت به وجود آمده اند . البته در گذشته حتی وجود اینچنین نهادهاي به ظاهر مدني نیز از سوی حاكميت نفی میشد اما به دلايل مختلفي همچون گذشت زمان، افزایش فشارهای بین المللی، نفوذ تکنولوژی، فروپاشی دیوارهای سانسور اطلاعات، فشارهای داخلی و ... نظامهای توسعه نيافته مجبور شدند ناچاراً فضای حاکمیت را تا حدی قابل تغییرو انعطاف برای مردم نشان دهند. این دسته از نظام ها نیاز به نهادهایی دارندكه با هدایت و سازماندهی نخبگان، بازاریابی اندیشه در جامعه را حول محورهای مورد قبول حاكميت پیگیری نمایند و ارائهی هرگونه اندیشهی متفاوت را مورد هجوم قرار دهند.
در حقیقت جامعهی مدنی ذکر شده در چنین فضایی را میتوان در لایهی بالايي و يا لايهي دولتی گنجاند. لایهی میانه در اینگونه کشورها غالبا محدود هستند به نهادهای اجتماعیِ دانشگاهی که با پیگیری بخشی از خواستههای جامعه و با توجه به ارتباطشان با نخبگان اثربخشی قابل توجهی دارند. این اثربخشی بعضاً حتی در نتایج انتخابات این کشورها قابل رویت است.
در این شرایط هنگامی که بخشی از جامعه ی مدنی دولتی یا نهادهای خارج از حکومت امکان ایجاد تغییری در جامعه داشته باشند که با حداقل های حاكم همخوانی نداشته باشد.در این حکومت ها جریان های عوام فریب تشکیل می شود این جریان های که غالباً بر حول محور بهبود وضع اقتصادی، ایجاد عدالت اجتماعی و ... استوارند و با معرفی یک ناجی به عنوان معجزه ی معاصر وعده هایی عموما غیر قابل اجرا را خواهند داد که شايد مورد استقبال گسترده ی مردم نيز قرار گیرد.
از طرف دیگر در کشورهای توسعه نیافته، فعالیتهای نهادهای مدنی عموماً محدود و با برنامهریزی کوتاهمدت طراحی میگردد که موجب کماثری آنان میگردد. به خصوص در شرایطی که رقبا از شگرد «عوامفریبی» برای پیروزی استفاده نمایند. باید توجه داشت که اتکا بر نهادهای صرفاً سیاسی موجود در جامعهی مدنی نمیتواند تغییرات قابل توجهی در ارکان حاکمیت چنین نظامهایی برای درازمدت ایجاد کند. فضای سیاست و حاکمیت، میدان رقابت گروههای مختلف است. در گذشته این رقابت با شمشیر و تفنگ صورت میگرفت و امروز با ابزارها و شگردهای بسیار پیچیدهتر. حقایق این دست رقابتها عموماً تلخ هستند اما نباید انکار شوند. اندیشهی محض را تاب تحمل در برابر وعده های عوامفریب نیست.